افراط و تفریط در روضه ها
242 بازدید
موضوع: سایر

مجالس امام حسین علیه السلام از جانب دو گروه مورد افراط و تفریط قرار گفته است.

گروه اول مداحان و روضه خوانانی هستند که فکر می کنند هر سال باید روضه جدید بخوانند لذا مانند تهیه کنندگان فیلم ها، هر سال سناریوهایی جدیدی می سازند. مثلا چندی پیش مداحی می گفت منظور از اربا اربای حضرت علی اکبر علیه السلام این است ابن زیاد زنانی را با سپاه فرستاده بود که مقراض(قیجی) در دست داشتند و آنان بعد از به شهادت رسیدن حضرت علی اکبر علیه السلام، ایشان را قطعه قطعه کردند!!!

این داستان و داستان های مشابه که حتی در مقتل ها و کتابهای 50 سال پیش که چه عرض کنیم، در کتابهای سال گذشته بیان نشده و تنها سندش، ذهن دورغ پرداز مداح مذکور است، باعث شده گروهی که تاریخی صرف فکر می کنند به مجالس امام حسین علیه السلام تاخته و بسیاری از گزارشها را دورغ پندارند.

برای اطلاع دقیق از اتفاقات هر حادثه که حادثه کربلای سال 61 نیز از آن مستثنی نیست، حضور خود شخص در متن واقعه یا گزارش معصوم از واقعه است می تواند انسان را به یقین برساند. حال که این دو امر در زمان ما مقدور نیست به سراغ راه های دیگر که به نظر از دیگر راه ها دقیق تر است می رویم یعنی همان طریقی که محدثان برای شناسائی حدیث صحیح از دیگر انواع حدیث طی می کنند.

محدثان ابتدا به سراغ تواتر در احادیث می روند، تواتر نیز معنای خاص خود را دارد. به حدیثی که در هر طبقه از سه راوی یا بیشتر نقل شده باشد حدیث متواتر گویند. بنابراین اگر در یک طبقه ده نفر اما در طبقه دیگر دو نفر نقل کرده باشد، خبر متواتر نیست.

پس از بحث تواتر به سراغ خبر واحدی می روند که سه شاخصه داشته باشد، شاخصه اول به سند و دو شاخصه بعد به راویان بر می گردد. در شاخصه اول، سند باید متصل باشد یعنی از شخص گوینده تا امام معصوم از همه واسطه ها اسم برده شود. دو شاخصه دیگر نیز که به راویان بر می گردد امامی بودن و نیز ثقه بودن راوی است.

می دانیم که اکثر گزارشهای واقعه کربلا این خصوصیات را ندارد. لذا چاره ای نیست به سراغ راه های دیگری که ما را از حوادث مربوط به کربلا مطلع می کند برویم. به همین دلیل گروهی که تاریخی صرف فکر می کنند و می نویسند، به سراغ منابع تاریخی اولیه از جمله طبری، ابوالفرج و. . . . رفته و آنچه در این منابع وجود داشته به خیال خود موثق می پندارند و آنچه در منابع بعدی آمده از تحریفات واقعه کربلا می ماند.

گروهی نیز به منابعی اعتماد می کنند که نویسندگان آنان از علمای مشهور فریقین هستند که در این جریان داعیه ای بر دروغ گفتن نداشته اند. لذا از دید این گروه منابع قرون بعدی نیز قابل اعتماد است.

به نظر می رسد این روش از روش پیشین بهتر است زیرا چگونه می توان به گزارشهای امثال طبری از مثلا ابی مخنف اعتماد کرد. جناب آقای یوسفی غروی گزارشهای ابی مخنف را از طبری استخراج کرده و آن را وقعه الطف نامیده است. پرسش اول از ایشان این است که به خود طبری چگونه اعتماد کنیم تا گزارشهای وی از دیگران را حجت بدانیم؟ آیا صرف اینکه متقدم بوده کافی است؟

به نظر این حقیر به طبری می توان اعتماد کرد چون داعیه ای بر دروغ گفتن در این قضیه نداشته همچنان که به لهوف می توان اعتماد کرد زیرا عالمی وارسته آن را نگاشته که از دورغ مبری است. اما به نظر کسانی که تاریخی صرف فکر می کنند و می نویسند به نظر طبری می توان اعتماد کرد اما به نظر سید بن طاووس نه!!! چرا که وی متاخر است!!!!

شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی نیز روش ما را در پی گرفته است. زیرا در عین حال که گزارشهای موجود در کتابهایی امثال روضه الشهدا را غیر موثق دانسته و به آن حمله کرده است چون نویسنده آن را زیر سوال برده، در عین حال خود از گزارشهای لهوف استفاده کرده و به آن اعتماد نموده است. در این جا در صدد آن نیستیم که بگوئیم شهید مطهری در جزئیات رد برخی از واقعه درست گفته یا نه، زیرا این مطلب مجال دیگری را می طلبد بلکه در صدد آن هستیم بگوئیم که ایشان نیز، عملا از روش دوم پیروی کرده است. اما جناب آقای صالحی نجف آبادی تصور کرده که شهید مطهری از گروه اول است، بنابراین طبق مبنای گروه اول برخی از روضه های ایشان را نقد کرده و به خیال خود طبق مبنای خود شهید مطهری ایشان را نقد کرده است و حال آنکه تصور آقای صالحی اشتباه است زیرا با خواندن حماسه حسینی به دست می آید که ایشان ابدا تاریخی صرف فکر نمی کرده بلکه به گزارشهای علمای شیعه و سنی که داعیه ای بر دورغ گفتن نداشتن اند اعتماد کرده است و این همان روشی است که ما پیشنهاد می کنیم. البته این بدان معنا نیست که همه گزارش هایی که در لهوف و یا مقاتل شبیه به آن آمده صحیح است بلکه بدان معناست که صرف نبودن در منابع پیشین، نمی توان آنچه در لهوف و امثال آن آمده را نادیده گرفت.

به نظر می رسد مقام معظم رهبری نیز به این روش عنایت داشته اند زیرا در عین حال که از میزان اعتبار لهوف از نظر تاخر و تقدم و نیز گزارش، اطلاع دقیق دارند خود در نماز جمعه از روی لهوف مرثیه خوانده و نیز به دیگران این روش را پیشنهاد می کنند.

بر می گردیم به سخن اول و آن اینکه ضرر کسانی که با در دست گرفتن تیغ برش روضه ها، اکثر روضه ها را به دلیل نبود در منابع متقدم، دروغ می پندارند ضررشان از مداحانی که هر شب برای مجلس فردایشان سنارویوی جدید می سازند، اگر بیشتر نباشد کمتر نیست.